.........ای واااای خااااک بر سررررم شد
این جا وب منه هر چی خاسم مینویسم
بعدش امروز تو سرویس داشم با یه دوسم میحرفیدم می گف اون اولا یه بار من با یه جعبه سنگین داشتم میومدم بالا تو اومدی کمکم هی تو دلم گفتم خیر ببینی جوون جعبرو بردی دم اتاقمون گفتم ماشالا هیییییییکل خلاصه اینجوریاس دیگه وووی چقد از خودم تعریف کردم حال داد خواهرم: من: منظور اینجا خواهرم بودا نه من هیییییییییییییییییس ک میداند در پس آرزو های این دخترک خنده رو و مصوم هر زه شدنست ای دخترک آفریقایی که اجازه ی لذت بردن نداری من میخواهم به حای توهم لذت ببرم تا انتقام هر زه نشدن اجباریت را بگیرم و ای زن هموطنم که ب اجبار تن میدهی میخواهم همدرد بی اجبارت باشم به این میگن استقلال بعدم که تموم شه نگاه اطرافت کنی ببینی گند زدی به اتاق بسکه وحشیانه خوردی آخه هنو جوون بود بیشتر دلم واسه عمم میگیره لبتاب سورمه ای بیچاره ی من حتی یه لحظه از سوختنش ناراحت نشدم حتی ذوقم کردم دلم میخاد بغلش کنم کجااااااییی لب تاپ سورمه ای مننننننن کلی وخ بود پیشم نبود اما ..... نميدونم ليشمانيوزه؟ التهاب حاده؟ بدخيم اپي تلياله نمیفهمم چی میشه!خوابم ؟ بیدارم؟به زور چشمامو باز میکنم. نکنه بابام میخاد مامانمو بکشه بعدم منو؟ زور میزنم از خاب بیدار شم! اما تواناییشو ندارم از جام بلند شم باز چشمامو به زور باز میکنم نمیدونم خوابم؟بیدارم؟ توهمه؟ چه مرگمه اخه هرچی زور میزنم پاشم فقط میتونم چشمامو باز کنم(دلم میخاد یه بار که ایطوری میشم یکی ببینتم بهم بگه چه حالی دارم) بلخره ایقد به خودم فشار میارم که از جام بلند میشم بدنم گز گز میکنه. خودمو از تخت میکنم. میرم بیرون نه انگار خبری نیس!همه خابن! یه لیوان آب میخورم. برمیگردم به تخت و یه نفرو لعنت میکنم!چشمامو میبندم میگم نکنه اینا میره تو ضمیر ناخودآگاهم و من خودم یکیو میکشم؟ نه من نمیدونم چاقو ها کجان! ناگهان چاقوخای خونه جلو چشمم رژه میرن.وحشتزده چشمام باز میشن باز خودمو آروم ميكنم و يه نفرو لعنت! يادم مياد استاد فيزيو:بعضي خوابا ميرن تو ضمير ناخود آگاه و آدم يادش ميره چي بودن و بايد همون موقه ياداشت كنيم! موب برميدارم ياداشت ميكنم!ولي من كه بيدار بودم!توهم بود نه خواب!باز يه نفرو لعنت ميكنم! شاید هم از اول سایزش همین بوده...! فکن بعد ۲ ماه بری خونه مامانت تو دومین کلامش بهت فوش بده بعدم هی بت متلک بپرونه بعد تو تلاش کنی اشکت جاری نشه آبروت بره این روزا هم که اشک بنده نمیدونم کجای مشکمه همشون دروغ میگن هیچکی دلش تنگ نمیشه برا من اصلا میدونین من نیاز به محبت هیچکس ندارم نمیخوام کسی دوسم داشته باشه خدایی ماه بارونیم داله تموم میشه گشنمه ای کاش همجنس باز بودم یا حد اقل ای کاش پسر بودم خب یعنی چی من دلم میخواد ناخوداگاه غم میشینه تو دلم و لبام میلرزن ولی اشک از چشمام نمیاد تو اروپا که مردم زیاد پوشش ندارن عرض جغرافیایی زیاده جذب ویتامین دی کمه تو آفریقا که پوشش نیس عرضم کمه رنگ پوستشون تیرس و نمیتونن ویتامین دی جذب کنن. تو خاورمیانه که پوست روشنه عرضم کمه پوشش زیاده ویتامین دی جذب نمیشه هاها
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دارم از خسگي بيهوش ميشم!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : RoozGozar.com |
